یادداشتهایی از یک دیوانه
شاید دلم می خواست عاقل باشم....
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
آرشیو

2000 عنوان کتاب فارسی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 22 خرداد ماه سال 1385

یه جایی یه مطلبی خوندم. خیلی خوشم اومد...

امروز بعد از مدتها دوباره به یاد این مطلب افتادم...

راستش امروز که واسه یه ماموریت رفته بودم مخابرات مرکزی بین راه نظرم یه کنار میدون جهاد جلب شد. داشتن یه مسجد بزرگ و نو رو نمای آجر می زدن...

این مسجد رو حدود ۳ ماه پیش خراب کرده بودن. و حالا بعد از ۹۰ روز یه مسجد بزرگ و دو طبقه سایه رو نصیب مردوما می کرد...

اما مطلبی که خونده بودم:

تا رفتن به مسجد هم مثل رفتن به مدارس چند شیفته نشه نباید مسجد جدید ساخت...

راستش

نمی دونم چی بگم...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 5760


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها